.... .... .... .... ....
.

مصاحبه با خانواده شهدای 19 اردیبهشت



با خانواده اعدام شدگان 19 اردبیهشت ـ فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان ـ در شرایطی به گفتگو نشسته ایم، که پس از گذشت 113 روز از اعدام ها، هنوز پیکر عزیزانشان را به آنها تحویل نداده اند. تعدادی از آنها از مصاحبه با رسانه ها منع شده اند و آن دسته هم که حاضر به گفتگو هستند، می گویندتلاشهایشان جهت "تحویل پیکرهای جانباختگان بی نتیجه مانده است". حامیان حقوق بشر و فعالان سیاسی کرد نیز در مصاحبه با روز می گویند خودداری از تحویل دادن پیکر اعدام شدگان سیاسی در کردستان، پدیده ی تازه ای نیست و از همان سالهای اول انقلاب، مسئولان حکومتی عمدتا هیچ پیکری را به خانواده ها تحویل نداده اند.

 پیکرها در قلب آنانی ست که گریستند
نزدیک به چهار ماه پیش، بامداد روز 19 اردیبهشت، پنج زندانی سیاسی و عقیدتی که چهار تن از آنها کرد بودند، در زندان اوین تهران مخفیانه و بدون اطلاع وکلا و خانواده هایشان اعدام شدند. تنها دو روز پس ازآن هم خانواده هایشان تهدید شدند که حق برگزاری هیچ گونه مراسم ختمی برای عزیزان خود ندارند. اکنون پس از گذشت 113 روز از این اعدامها نه تنها خانواده ها همچنان از حق برگزاری مراسم ختم محروم اند، بلکه از پیکر ها هم خبری نیست و از مصاحبه با رسانه ها هم منع شده اند.

هیوا هژیر، همسر فرهاد وکیلی، یکی از اعدام شدگان 19 اردیبهشت، در شرایطی به آخرین پیگیری های خانواده در ارتباط با سرنوشت پیکر همسرش می پردازدکه بغض گلویش را گرفته و به سختی می تواند صحبت کند. او با اشاره به این که از حدود سه ماه قبل دنبال پیکر همسرش را نگرفته است، به "روز" می گوید: "آنها پیکر ها را تحویل نمی دهند. آخرین بار سه ماه قبل برای تحویل پیکر ها اقدام کردیم، اما مسئولان از تحویل اجساد خود داری می کنند. یا می گویند مشکل امنیتی دارد، یا می گویند خودمان بعدا بهتان می گوییم محل دفن پیکر ها کجاست."

همسر فرهاد وکیلی، می افزاید: "هیچ کس جوابگو نیست، هر اداره و نهادی مسئولیت پیکرها را به اداره و نهادی دیگر ارجاع می دهد. آنها تصیم ندارند پیکر ها را تحویل بدهند."

خانم هژیر، در ادامه با ابراز تاسف از برخورد مسئولان امنیتی و قضایی و با اشاره به بازتاب جهانی اعدام زندانیان سیاسی 19 اردیبهشت، می گوید: "آنها با این کار حتی شخصیت بازماندگان را نیز می شکنند. اما چه فرقی می کند؛ دنیا برای آنها عزا گرفت. اصلا پیکرها را تحویل ندهند، پیکر آنها در قلب آنانیست که خانواده ها را حامی بودند و درسوگ این عزیزان گریستند و شریک شدند."

همسر این اعدام شده کرد در پایان می گوید: "ما دیگر برای دریافت پیکر ها به هیچ نهادی مراجعه نمی کنیم. پیکرها را به خدا سپرده ایم. آنها هرگز پیکرها را تحویل نمی دهند، اصلا مگر این همه سال پیکر خانواده زندانیان سیاسی را به خانواده هایشان تحویل داده اند؟ آنها حتی از مردگان هم می ترسند."

آرزوی بازگشت به سرزمین مادری
نا امیدی همسر فرهاد وکیلی برای تحویل پیکر همسرش در حالیست که برخی دیگر از خانوادهای اعدامیان همچنان به دنبال تحویل گرفتن پیکرها و برگرداندن آنها به سرزمین و دیارشان هستند.

ملائکه علم هولی، از اعضای خانواده شیرین علم هولی، دیگر زندانی سیاسی اعدام شده در بامداد روز 19 اردیبهشت، در مصاحبه با روز از آخرین پیگیری های این خانواده برای تحویل پیکر شیرین می گوید: "خانواده ما به همراه برخی دیگر از خانواده ها در تمام این مدت به دنبال تحویل پیکرها بودیم. آنها رسما گفته اند که پیکرها را تحویل نمی دهند و تاکید کرده اند که خانواده­ها پیگیر نباشند. بعد از آنکه از پاسخ گویی مسئولان نا امید شدیم، بر اساس شایعاتی که روزهای اول مبنی بر دفن مخفیانه آنها در بهشت زهرا پخش شد، هفته­ها و ماه ها در آن قبرستان دنبال پیکر ها گشتیم. تحقیق کردیم و پرسیدیم، اما نتیجه نداد...پس از پخش شایعه دفن آنها در قبرستان کفار باز هم پیگیری کردیم، اما باز هم تلاشهای ما بی نتیجه ماند. اگر چه خودداری از تحویل پیکر زندنیان سیاسی در ایران امری طبیعی است. با این حال باز ما امیدواریم روزی بیاید که پیکر عزیزانمان را تحویل بگیریم و آنها را به سرزمین مادری بازگردانیم. ما حتی نمی دانیم پیکرها واقعا دفن شده اند یا خیر، هنوز یقین پیدا نکرده ایم که پیکرها در سردخانه مانده یا دفن شده است."

از این عضو خانواده علم هولی می پرسیم، دلیل خودداری از تحویل پیکرها چیست؟ می گوید: "همانطور که جمهوری اسلامی زنده­ی این عزیزان راتحمل نکرد و بالاخره آنها را به دار آویخت، طبیعی است که از مرده آنها هم هراس داشته باشد. آنها پیام این عمل خود را از مردم و افکار عمومی دریافت کردند. در کردستان مردم پاسخ خشونت آنها را با اعتصاب و اقدام مدنی دادند. این امر ضربه سختی بود و بر آنها تاثیر گذاشت."

روز 23 اردیبهشت ماه مردم کردستان در یک اقدام هماهنگ در اعتراض به اعدام زندانیان سیاسی در ایران دست به اعتصاب عمومی زدند و از طریق خوداری از گشایش بازار و نرفتن به ادارات و مدارس مراتب اعتراض خود را به این اعدام ها اعلام کردند.

ملائکه علم هولی اما در پایان با اشاره به ابراز همدردی افکار عمومی با خانواده های داغدار تاکید می کند: "آنچه برای خانواده­ها جای خوشحالی است، همنوایی و همدردی جامعه کردستان، مردم ایران و سایر نقاط جهان بود. مرگ با افتخار آنها و این سطح گسترده از حمایت، باعث شده است که کمی دردهایمان کاسته شود و احساس کنیم در این سوگ تنها نیستیم."

اعدامی های بی قبر؛ قبرهای بی نشان
اما قضیه محرومیت خانواده اعدامی های سیاسی از پیکر عزیزانشان در کردستان پدیده­ی تازه­ای نیست، فعالان و حامیان حقوق بشر بر این باروند که این پدیده از سالهای قبل از انقلاب اسلامی در ایران رایج بوده است؛هر چند در دیگر نقاط ایران هم، از جمله در مورد اعدامی های دهه شصت، وضع به همین منوال است.

رحمان جوانمردی، حامی حقوق بشر، که پدر بزرگ و پدرش از جمله اعدامی های سیاسی کردستان در طول سال های گذشته بوده اند، در این ارتباط به سالهای قبل از انقلاب اسلامی بر می گردد و به "روز" می گوید: "سابقه به گروگان گرفتن اجساد قربانیان به زمان شاه بر می گردد. ۱۳ جسد اعدام شدگان سقز در سال ۲۵ را در محل مشخصی در قبرستان سقز دفن نمودند و زمانی که قبرستان شهر را در سالهای ۱۳۴۷ یا ۱۳۴۸ تخریب نموده و بجای آن شهربانی سقز را ساختند، این جنازه ها نیز هر کدام در اختیار خانواده‌ها قرار گرفته و اینبار در مکانی که خانواده ها میخواستند، آنها را دفن نمودند. جسد اسماعیل شریفزاده و دیگر قربانیان سالهای میانه دهه ۴۰ نیز در مکان خاصی در سنندج دفن شدند، که در این مورد گورکن قبرستان "تایله" در سنندج پرده از ماجرای تدفین مخفیانه این اجساد توسط ساواک برداشت."

وی از تجربه های خانوادگی خودش در این دوره زمانی می گوید: "پدربزرگ من را شاه در سال 1325 اعدام کرد، شاه اگر چه پیکر او را هرگز تحویل خانواده نداد، اما همان روزهای پس از اعدام به صورت علنی در قبرستان سقز وی را به همراه تعدادی دیگر از اعدامی ها دفن کرد. بیست سال بعد، یعنی حدود سالهای 1347 پدرم بالاخره موفق شد جسد پدربزرگم را به قبرستان روستای خودمان بازگرداند. اما در مورد پیکر پدرم که در سال 1359 اعدام شد، تا کنون اطلاعی در دست نیست. نه مادرم، نه مادر بزرگم و نه ما هیچگاه نفهمیدیم پدرم کجا دفن شده است."

اما در مورد سالهای بعد از انقلاب، آقای جوانمردی می گوید: "بعد از انقلاب مردم کردستان بر مزار اسماعیل شریفزاده، بنای یادبودی برپا کردند که بعدها توسط عوامل جمهوری اسلامی تخریب گردید. از ابتدای حاکمیت جمهوری اسلامی تا به امروز همواره به اجساد قربانیان حکومت امنیتی در کردستان به دیده گروگان و ابزاری برای تهدید نگریسته شده است. بسیاری از اجساد قربانیان جنگی و اعدامیان کردستان به مناطقی در شهرهایی غیر از محل زادگاه قربانی برده میشدند که عوامل و مقامات جمهوری اسلامی آنها را لعنت آباد مینامیدند. اعدامیهای سنندج از جمله شهلا و نسرین کعبی دو خواهر پرستار، که همزمان با حضور من در زندان دادگاه انقلاب سنندج اعدام شدند، نیز همین سرانجام را داشتند. روز بعد از اعدام فقط لباسهایشان را به خانواده بازگرداندند. مضافا اینکه قبرستان هایی در کردستان هست بدون نام و نشان که بعدها تعدادی از آنها در حین خاک برداری در سنندج کشف شد."

به گفته ی این حامی حقوق بشر کرد: "بسیاری از جسدهای اعدامی و کشته شده ها در درگیریهای نظامی نیز دچار سرنوشتی مشابه شدند. به ندرت خانواده ای توانسته پیکر عزیز خود را تحویل بگیرد. مادران زیادی در کردستان تا واپسن دقایق عمر در امید دیدار مجددا فرزند خویش بودند. بسیاری از اجساد قربانیان جنگی و اعدامیان کردستان به مناطقی در شهرهایی غیر از محل زادگاه قربانی برده میشدند که عوامل و مقامات جمهوری اسلامی مکان دفن آنها را لعنت آباد می نامیدند."

بنا به گزارش سال 1991 عفو بین الملل از سال 1979 تا 1991، 50000کرد کشته و از سال 1987 تا 1991، 105 نفر اعدام شده اند.

وارد شده: 11 شهریور 1389 - 2 سپتامبر 2010
منبع: روزآنلاین