.... .... .... .... ....
.

به جای فقر ،فقیران را ریشه کن ننمایند

(بهروز جاوید طهرانی)


فقرزدائی،گزار از مهر و عوطفت ایران،

چند وقتی است گزارشات فراوانی از سمت زندانیان که از آگاهی به زندان منتقل می شوند در مورد قطع دست سارقان در محوطۀ ادارۀ آگاهیهای مناطق مختلف بدستم می رسد و همواره مترصد موقعیت بودم تا این موضوع را به گوش مردم ،دست اندرکاران حقوق بشر و همچنین مسئولینی که گوش شنوا دارند و هنوز اندکی وجدان برسانم.

آخرین نمونه آن همین هفته گذشته در اداره آگاهی شاپور تهران بود که دست دو تن از اتباع افغان را به جرم سرقت قطع نمودند (با تاسف اسامی ایشان تاکنون بدستم نرسیده است).

بگویم دولت و فوۀ قضاییه ایران به تازگی در امر پنهان کاری و لاپوشانی جنایات موارد نقض حقوق بشر که مرتکب آن می شوند ید طولا و تبهر خاصی حاصل نموده اند که این خود امعان نظر و ریزبینی هر چه بیشتر گزارشگران و فعالان حقوق بشر را طلب می کند (در این اثنا استفاده از گزارشات مردمی و دادن آموزشهای همگانی امری واجب است که نباید به ورطه فراموشی سپرده شود).

چیزی که بهانه نوشتن و قلمی کردن این مقال را به من داد خبری بود که در صفحۀ یکی از روزنامه ها از زیر دست ممیزان و سانسورچیها در رفته بود و البته مایۀ شرمندگی و تاثر فراوان من شد خبر این بود (صدور حکم قطع دست سارق یک مغازه شیرینی فروشی توسط یکی از شعب کیفری مجتمع قضایی بعثت تهران).

بگذریم که انتشار همین خبر نیز با اعتراض و تهدید شدید دادگستری کل استان تهران روبرو شد و اقدام روزنامه مذبور را محکوم نمود.

مسئلۀ قطع دست سارقین به هیچ وجه یک موضوع عارضی و حاشیه ای نمی باشد در نظر بگیرید اجرای این حکم دلخراش و حضیض نه تنها مغایر تمام موازین مسرح حقوقی می باشد، در دراز مدت یک جامعه ناقص و معلول را برای ما به ارمغان می آورد در ضمن یک دست یعنی یک نیروی کار را در دوره ای که جمعیت ایران رو به پیری گذارده از گردونه خارج می نماید.در حالی که مشکلی از جامعه حل نمی شود ،زیرا فردی که به دلیل گرسنگی ، فقر ،بیکاری و مهاجرت توعن و کراهن از بد روزگار دست به دزدی (مثلا از یک شیرینی فروشی !) از این لحظه به بعد یک معلول جسمی است و دیگر قادر به کار کردن نیست ،پس از این آیا راهی برای این به غیر از دزدی برای سیرکردن شکم باقی می ماند؟

مطالبی که در گزاره بالا بیان کردم تنها بخشی از مشکلات اجتماعی که این پادافرۀ بدوی در پی دارد ،مشکلات فردی،شخصیتی و خانوادگی فراوانی پس از اجرای این حکم موحش پدید می آید که از آن قبیل به افسردگی،ناامیدی ،تحقیر شدن توسط جامعه ،شخصیت ضد اجتماع متهم پس از اجرای حکم، روی آوردن به جرایم خشن تر ،جری تر شدن متهم و غیره می توان اشاره کرد .

مثلا کودک یا همسر آن فرد گرسنه را مجسم کنید که تا آخر عمر از نوازشهای پدر یا همسر خود محروم می باشند حال فکر می کنید کودک این فرد در ذهن خود و دوستانش چه پاسخی به قطع دست پدر می دهد و این مجازات پدر چه تاثیری در آینده کودک می تواند داشته باشد القصار .

پس ملاحظه می کنید که این یک مشکل مقطعی نبوده و در نسلهای آینده تسری می یابد. امروز که فصل و حال و موقعیت جاکم بر ایران یک جمله و آن تورم،فقر ،گرسنگی و نگرانی مردم از آینده بدتر از حال است ،آویزان شدن به احکام ناهنجار ،منزجر کننده و وحشیانه هم به محکوم ،هم به خانواده وی و هم به جامعه ضرر می رساند و هیچ یک از اهداف یک قانون مدنی خوب یعنی تامین جامعه و تربیت فقر را در پی دارد چه بهانه ای می تواند داشته باشد ؟

به راستی برنده این قوانین چه کسی است ؟ امیدوارم حاکمان فعلی ایران که با خلع ید امپریالیسم و کوتاه کردن دست استکبار قدرت را غصب نمودند . دست فقیران و گرسنگان را اشتباها قطع نکنند و همچنین به اشتباه به جای فقر ،فقیران را ریشه کن ننمایند.

بهروز جاوید طهرانی
زندان رجایی شهر کرج بند 2 سالن 4
4 آبان 1389